نیازمندیهای فارسی زبانان
نیازمندیهای فارسی زبانان

با اینکه پاسخ پیش‌فرض تقریباً همه پرسش‌ها، درخواست‌ها یا پیشنهادها در زبان فرانسوی یک «نه-non»ی دل‌شکن است، ولی معمولاً یک «وی-oui-بله» در بافت سخن‌های منفی فرانسوی‌ها وجود دارد. چندی پیش کمدینی فرانسوی به نام جرارد دِپاردیو موضوع یکی از کمدی‌هایش را مکالمه با دوستان و خانواده‌های فرانسوی درباره استفاده از واژه «نه» در زبان فرانسوی انتخاب و بیان کرد که چرا به نظر می‌رسد پیش‌فرض ملی پاسخشان این واژه باشد. او می‌گوید: «نه، درست نیست، ما همیشه اول جمله‌هامون نه نمی‌گیم. نه، درست می‌گید، ما حتی وقتی موافقیم هم جمله‌مون رو با نه شروع می‌کنیم. هممم، نه …. نمی‌دونم چرا…»

در فرانسه، پاسخ پیش‌فرض به هر پرسش، درخواست یا پیشنهادی «نه» است.

همچنین اولیویر گیراد یک طنزپرداز فرانسوی این واکنش را این‌گونه توضیح می‌دهد: «در زبان فرانسوی اگر بگویید «نه-non» بعدش فرصت دارید که بگویید «بله-وی-oui»؛ ولی اگر بگویید «وی-oui» دیگر نمی‌توانید بگویید «نه!-non-نو»! فراموش نکنیم که فرانسوی‌ها ملت اعتراض‌ها هستن و اعتراض هم همیشه با گفتن «نه-non» آغاز می‌شود.»

و البته همین‌طور هم هست. فرانسوی‌ها از سال 1789 که پاریسی‌ها به زندان باستیل این شهر حمله کردند کمابیش در حال اعتراض بوده‌اند. همین اعتراضات اولیه بود که به انقلاب فرانسه انجامید و درنهایت به بیش از 900 سال حکومت سلطنتی پایان داد. این روزها نیز تظاهرات بسیاری در فرانسه برپا می‌شود. برای نمونه در ماه نوامبر سال 2018  جلیقه زردها برای اعتراض در برابر بالا رفتن مالیات به خیابان‌ها آمدند و به تظاهراتشان (که به خشونت هم کشیده شد) ادامه دادند. از آن هنگام تاکنون، اعتراضات روز شنبه و تظاهرات به علل گوناگون برای بسیاری به ‌نوعی سرگرمی ملی تبدیل شده است.

فرانسوی‌ها به‌جز ریختن به خیابان‌ها، راه‌های گوناگونی را نیز برای نه گفتن ساخته‌اند. احتمالاً غیرمستقیم‌ترین عبارتی که به کار می‌برند تا بگویند احتمال رسیدگی به یک درخواست پایین است این باشد: «Ça risque d’être compliqué» (این کار ممکن است پیچیده باشد). قاطعانه‌ترین نسخه نه گفتن هم شاید این باشد: «درخواست شما نامربوط است» (Ç’est hors de question)؛ عبارت بخصوصی که هرگونه امید را برای پیگیری درخواست‌کننده از بین می‌برد.

ولی در بیشتر مواقع امید هست. برخلاف باور عموم، فرانسوی‌ها گوش شنوای خوبی دارند؛ البته پس از چند بار نه گفتن و مخالفت کردن است که به ادامه صحبت‌های شما توجه خواهند کرد. باید کمی باور راسخ داشته باشید و گاه بسیار چانه‌تان را خسته کنید، ولی به‌هرحال همیشه پشت نه گفتن فرانسوی‌ها یک بله پنهان خواهید یافت.

اینجا لازم است به یک مفهوم در علم زبان‌شناسی به نام بافت زبانی اشاره‌ای داشته باشیم. بافت یک زبان می‌تواند زبان بدن، محیط و موقعیت را در بر بگیرد؛ یعنی اساساً هر چیزی که نمی‌توان آن را به‌صورت واژه درآورد. کشورهایی مانند ایالات‌متحده و استرالیا فرهنگ‌هایی کم‌بافت دارند، یعنی بیشتر اوقات آنچه به زبان می‌آورند واقعاً همان چیزی است که می‌خواهند بگویند و نقش بافت در ارتباطات کلامی آن‌ها کم‌رنگ است، ولی کشورهایی مانند فرانسه، روسیه و ژاپن فرهنگی پر بافت و زبانی وابسته به بافت دارند و خوب بودن ارتباطات کلامی در آن‌ها به پیچیده بودن، ظریف بودن و لایه دار بودنش بستگی دارد. درواقع در این زبان‌ها پیام‌ها را باید از لابه‌لای جملات با تیزبینی خواند.

این‌که فرانسوی‌ها به واژه نه وابستگی دارند، معنایش آن نیست که اساساً انسان‌های منفی نگری هستند. این نوع برخورد آن‌ها تا حدودی از مدرسه آغاز می‌شود. کودکان فرانسوی می‌آموزند که هنگام ارائه مطالبشان از تز (گزاره)، آنتی‌تز (ضدگزاره) و سنتز (گزاره تلفیقی) استفاده کنند و این‌گونه یاد می‌گیرند که از ادعای خودشان در برابر ادعای خودشان دفاع کنند و در پایان خلاصه‌ای از هر دو را ارائه دهند. این سبک بحث و دفاع به بزرگ‌سالی و جلسات اداری آن‌ها نیز کشیده می‌شود. به همین دلیل نه گفتن فرانسوی‌ها بیشتر فراخوانی به مناظره و درک متقابل بهتر و نه مخالفت مطلق است و این امر به گسترش به‌کارگیری واژه «نه» در حوزه‌های گوناگون کشور فرانسه انجامیده است.

نخستین و مهم‌ترین «نه» فرانسوی‌ها جمله «je ne sais pas-من هیچ اطلاعی ندارم» است. درواقع 75% نه‌هایی که در سخنان آن‌ها می‌بینیم به‌منظور پنهان کردن کم‌اطلاعی به زبان می‌آیند و علتش آن است که مردم فرانسه از اشتباه کردن شرم و هراس دارند. این ترسی است که از دوره ابتدایی با گفتن نمرات دانش‌آموز به همه دانش‌آموزان کلاس در او به وجود می‌آید و احتمال آسیب‌پذیری و سرخوردگی او را بالا می‌برد. انواع دیگری از «نه» گفتن نیز هست. مانند «نه‌»ی خوش‌رویانه که شاید صاحب یک فروشگاه آن را به زبان بیاورد تا با مهربانی شما را به مکالمه بیشتر دعوت کند؛ یا «نه» اداری قاطعانه و آزاردهنده‌ای که مسئولان فرانسوی برای گریز از اعتراف به اشتباهشان در موقعیت‌های اداری به کار می‌برند.

البته می‌توان گفت که «نه‌»ی واکنشی و عادتی بیشتر از تمام این نه‌ها در ژرفای ذهن آن‌ها جای گرفته است و در میان دوستان و خانواده‌ها همواره به کار می‌رود. افراد گوناگون برای رویارویی با این «نه»، راهکارهای جالبی را ارائه کرده‌اند. برای نمونه خانم پولی پلات نویسنده کتاب فرانسوی یا ستیزجو که همسری فرانسوی دارد، راهبردهای کارآمدی را در کتابش برای بله گرفتن از فرانسوی‌ها عنوان می‌کند. یکی از این راهبردها آن است که ابتدا به‌جای پیشنهاد و درخواست، از خوبی‌ها و نکات مثبت درخواستتان صحبت کنید و سپس مسئله را پیش بکشید. برای مثال اگر قرار است به سفر بروید، ابتدا ویژگی‌های مثبت مقصد پیشنهادی‌تان مانند نزدیک بودن و کم‌هزینه بودنش را بیان کنید و سپس آن را پیشنهاد دهید. این روشی است که برای خانم پلات به‌ویژه هنگام مناظره با همسرش سودمند واقع شده است.

در آخر به شما پیشنهاد می‌کنیم که اگر به فرانسه سفر کردید و با یک‌جانبه بودن و نه‌های ظاهری آن‌ها روبرو شدید، به این آسانی پا پس نکشید؛ چراکه این نوع مخالفت بخشی از خوی ملی آن‌هاست. اگر روزی از یک نهاد، رستوران یا فرد عادی فرانسوی یا غیره درخواستی داشتید و فوراً نه شنیدید، آن را چند بار دیگر با ذکر جزئیات بیشتر بیان کنید و تلاش کنید تا طرف فرانسوی‌تان را قانع سازید. مطمئن باشید که در 90% مواقع بله پنهان را در جملات او خواهید یافت و به نتیجه مطلوبتان خواهید رسید.

اشتراک گذاری Telegram Facebook WhatsApp Twitter

پاسخی بگذارید